ذهنی پر از سوار

شعرها و نقدهای رضا کرمی

لینک آخرین نوشته های من در روزنامه جام جم
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩  کلمات کلیدی:

 

لینک آخرین نوشته های من در روزنامه جام جم

 

١ - سفر به دیگر سو (رویکردی تازه در غزل معاصر)

جام جم آنلاین: شاعران و هنرمندان نمی‌توانند از سیاهی‌هایی که در لباس توسعه و تجدد، امروزه تمامی شوون زندگی بشریت را تحت هجمه خود قرار داده در امان بمانند. این هجمه قبل از هر چیزی در لباس فاخر واژه‌های نو و امروزی جلوه می‌کند و سپس مضامین را در خدمت مطامع خویش در می‌آورد.

این‌گونه است که دانسته یا ندانسته قلمرو معنوی شعر مورد دستبرد قرار می‌گیرد و به بهانه‌های مختلف و بارزتر از همه «توسعه و تجدد» هر چیزی در شعر مباح شمرده می‌شود.

مهم‌ترین موضوع در رابطه با توسعه و تحول در هر مقوله‌ای چگونگی گذار و رویکرد به افق‌های نوین است. به زعم بزرگان مقاومت در برابر از دست دادن درون مایه‌های اصیل در کنار تعامل نرم شاید بهترین راهکار گذار باشد؛ تلاشی که غزل امروز با حفظ ارزش‌های گذشته و پذیرش تحول در پی تحقق آن است.

ادامه.....


2 - نگاهی به مجموعه شعر (میمیرم اگر روی دلم پا بگذاری) سروده امید صباغ نو

جام جم آنلاین: «می‌میرم اگر روی دلم پا بگذاری» نام مجموعه‌ای از غزل‌های شاعر جوان امید صباغ‌نو است که بتازگی منتشر شده است. صباغ‌نو در این مجموعه 2 تجربه مختلف را ارائه کرده است. تجربه اول جریانی است که می‌خواهد با نزدیک کردن زبان محاوره و روزمره از یک‌سو و قالب کلاسیک غزل از سوی دیگر، ساختارشکنی کرده و به تبع آن رخدادهای خاص اجتماعی را با عینک دیگری بنگرد.


عینکی که بیش از همه داعیه نوآوری دارد و در پی آن است که همه چیز را از این زاویه به تصویر بکشد.

خطری که در این جریان شاعر را تهدید می‌کند ناشی از مظاهری است که دانسته یا ندانسته قلمرو معنوی شعر را مورد دستبرد قرار داده و به بهانه‌های مختلف و بارزتر از همه «توسعه و تجدد» هر چیزی را در شعر مباح می‌داند.

این هجمه قبل از هر چیزی در لباس فاخر واژه‌های نو و امروزی جلوه می‌کند و سپس مضامین را در خدمت مطامع خویش در می‌آورد.

اصرار بیش از حد صباغ‌نو بر ساختارشکنی در این جریان، باعث شده است تا اندیشه او پشت واژه‌هایش مخفی بماند و نایی برایش باقی نماند تا حامل پیام تازه‌ای در شعر باشد.

ادامه....


3 - نگاهی به شعر مرتضی حیدری آل کثیر در پایتخت جهان


«پایتخت جهان» نام مجموعه شعر مرتضی حیدری آل‌کثیر، شاعر جوان خوزستانی است که پیش از این نیز از او آثار مکتوبی را دیده و خوانده‌ایم.



روندی که حیدری در این کتاب در پیش گرفته، به نوعی پافشاری بر همان خلاقیت‌های ادبی است که در آثار پیشین او به نوعی شاخصه اغلب کارهایش بوده است. فراموش نکنیم که حیدری با تکیه بر همین شاخصه‌ها در کتاب «خورشید در عبای تو پیچیده است» همگام با دیگر شاعران جوان باب تازه‌ای را در شعر مذهبی و آیینی باز کرد.

ادامه.....


۴ - نسخه‌ای شاعرانه برای ‌‌تلخی روزمرگی(نگاهی به مجموعه شعر مهدی خطیبی)

جام جم آنلاین: تاول حکایت راه است ، مجموعه‌ای از شعرهای مهدی خطیبی را در می‌گیرد که بتازگی منتشر شده است. با توجه به پیشینه‌ای که از این شاعر جوان سراغ داریم، او برای رسیدن به یک زبان مستقل، کوچه‌های پرپیچ و خمی را طی کرده است.



پراکندگی زبان شاعر تا پیش از چاپ این مجموعه گواهی‌ می‌دهد که فضای شعری خطیبی بشدت تحت تاثیر مطالعاتی بوده که در جریان نقد یا تصحیح کتاب‌ها داشته است.

روند شعر مهدی خطیبی در مجموعه تاول حکایت راه است، به گونه‌ای است که خواننده مسحور رقص واژه‌ها نمی‌شود. در فضای ترسیمی، مخاطب ترغیب می‌شود گام به گام در یک رودخانه سیال وارد شود و تن به سیالیت آن بدهد. جریان ترسیمی اشعار خطیبی سرشار از فصول مشترک و ملموس است.

همین اشتراک و قابل لمس بودن فضاست که مخاطب را ترغیب می‌کند بی‌باکانه تن به شنا بدهد و برایش اهمیتی نداشته باشد که رودخانه دارای چه بستری است و اصولا با خود چه موادی را حمل می‌کند.

ادامه....



 
روزنامه جام جم - شماره 2924 28/5/89 - صفحه 8 (شعر جوان)
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/٢  کلمات کلیدی:

رضا کرمی، شاعر جوان خوزستانی این روزها دومین مجموعه شعرش را با نام «ذهنی پر از سوار» در دست انتشار دارد که 48 غزل را دربرمی گیرد. مهم ترین دغدغه کرمی در غزل هایش مضمون پردازی و نگاه خردورزانه به جهان پیرامون است که به کشف و شهودهای معنایی در شعر می انجامد.
زبان ساده و صمیمی و پرهیز از اطناب و زیاده گویی یکی دیگر از ویژگی های شعر کرمی است که باعث می شود نگاه مضمون محور او با آمیخته شدنش به عنصر عاطفه ارتباط صمیمانه ای با مخاطب برقرار کند.
اگر شعرهایی را که شاعر در آن در نقش راوی ظاهر می شود کنار بگذاریم اکثر شعرهای کرمی چندان از نظر طولی و ساختار عمودی شعر منسجم نیستند و بیشتر نگاه نئوکلاسیک و تغزلی او به غزل هایی بیت محور منجر می شود.
این هفته در ستون آینه های روبه رو مهمان 4 غزل تازه رضا کرمی هستیم که تا حدودی می توانند مصداقی باشند برای آنچه که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت و بیانگر نگاه تغزلی این شاعر خونگرم خوزستانی است.
    
    ماهی سرخ
    تُنگم و در ذهن من دریا کشیدن مشکل است
    
    این همه آغوش را تنها کشیدن مشکل است
    
    راهی از این موج تا آن موج ای تقدیر نیست
    
    پای دل را تا لب دریا کشیدن مشکل است
    
    ناخدایی خسته در تسخیر بادم نازنین
    
    کشتی آغوش را اینجا کشیدن مشکل است
    
    صخره ای هستم که سیلی می خورم از دست موج
    
    راست گفتی: دست دریا را کشیدن مشکل است
    
    کاش عمری دل نمی بستم به دخترهای آب
    
    طعمه را از کام ماهی ها کشیدن مشکل است
    
    ماهی سرخ مرا در خواب یک ماهی ربود
    
    گفت ماهی: رنج ماهی را کشیدن مشکل است
    
    غریبی
    ماه، ماهی، برکه.... در دامان شک ها زندگی کردم
    
    سال ها در آرزوی شاپرک ها زندگی کردم
    
    چشم تا وا کردم از قله به قعر دره افتادم
    
    کودکی بودم که با کوه مَحَک ها زندگی کردم
    
    نازنینا زخم چیزی جز غریبی نیست در دنیا
    
    سال ها دور از تو با حجم نمک ها زندگی کردم
    
    داغ لب را بر لبان تشنه ام مگذار و باور کن
    
    کوزه ای هستم که با خیل تَرَک ها زندگی کردم
    
    خواب دیدم خنجرم را گیسوانت تاب می دادند
    
    آه... عمری در غلاف آدمک ها زندگی کردم
    
    سر به روی شانه های خسته ام بگذار و پیدا کن
    
    من چرا یک عمر را با نی لبک ها زندگی کردم
    
    جاده
    دل بسته ام به جاده دوری که داشتم
    
    از من گریخته است عبوری که داشتم
    
    ای کوچه های هرزه کجا ختم می شوید؟
    
    پیدا نمی کنید حضوری که داشتم
    
    تنهـاتر از همیـشه در آغـوش بادها
    
    خاموش گشت آتش طوری که داشتم
    
    از تـرس چـاه های بلاخـیز شسته ام
    
    دسـت از بـرادران غـیوری که داشتم
    
    داودهـای شعـر مـن از داغ پُـر شوید
    
    اینهـا نمی شـوند زبــوری که داشتم
    
    بـر برگ های زرد تغـزّل نـوشته ام
    
    با من چه کرد سنگ صبوری که داشتم
    
    نقشه
    معمار بهتر نیست این نقشه رها باشد
    
    جای تنفّس روی این دیوارها باشد
    
    از خشکی این حدّ فاصل ها کمی کم کن
    
    می خواهم اینجا یک کمی هم انحنا باشد
    
    یک پنجره اینجا و یک گلخانه هم آنجا
    
    اینها که گفتم می تواند جابه جا باشد
    
    سعی تو این باشد که دیوار حیاط ما
    
    پایین تر از آیینه خورشیدها باشد
    
    عیبی ندارد، آن ستون را از وسط بردار
    
    تا دست ما در موقع تغییر، وا باشد
    
    اصلاتمام تیغه ها را از میان بردار
    
    یعنی نمی خواهم کسی از ما جدا باشد
    
    سقف اتاق بچه را با ماه آذین کن
    
    می خواهم آنجا نردبان خواب ها باشد
    
    رنگی که می سازی ، خمیرش را بده دریا
    
    تا روح اهل خانه در موجش رها باشد
    
    گل های لادن را ببر بالاترین جاها
    
    صد بار گفتم جای گلدان ها کجا باشد