ذهنی پر از سوار

شعرها و نقدهای رضا کرمی

ماه ، ماهی ، برکه....
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٤  کلمات کلیدی:

ماه ، ماهی ، برکه....در دامان شک ها زندگی کردم

سالها در آرزوی  شاپرکها  زندگی کردم


چشم تا وا کردم از قلّه به قعر  درّه افتادم

کودکی بودم که با کوه مَحَک ها زندگی کردم


نازنینا زخم چیزی جز غریبی نیست در دنیا

سالها دور از تو با حجم نمکها زندگی کردم


داغ لب را بر لبان تشنه ام  مگذار و باور کن

کوزه ای  هستم که  با خیل  تَرَکها  زندگی کردم


خواب دیدم خنجرم را گیسوانت تاب می دادند

آه... عمری در غلاف آدمکها زندگی کردم


سر به روی شانه های خسته ام بگذار و پیدا کن

من چرا یک عمر را با نی لبکها زندگی کردم

 

رضا کرمی