ذهنی پر از سوار منتشر شد

 یک غزل تازه از من بخوانید:

نهنگی در سرم.....

جمع ما جمع است از جمله فشنگی در سرم
عشق می داند چه می خواهد تفنگی در سرم

ماه من!! بیهوده دل خوش کرده ای بر خوابها
پنجه می ساید به تو ، هر شب پلنگی در سرم

برکه ای هستی که ماهی ها تو را بلعیده اند
تازه می فهمم چه می خواهد نهنگی در سرم

تکیه بر دیوار لرزانت نخواهد داد دل
چند سالی هست می چرخد کُلنگی در سرم

کشور عاشق کشی هستی که مرزت بسته است
من ولی پرورده ام تیمور لنگی در سرم

کوچه چیزی جز حقارت دست عاشقها نداد
عشق می داند چه می خواهد تفنگی در سرم

 

/ 186 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انجمن شعرای دزفول

اطلاعیه شعر طنز بر گزاری بیست و دومین همایش نقد و بررسی ماهانه شعر ویژه ی شعر طنز منتقد: ناصر فیض (شاعر طنز پرداز و منتقد) زمان: جمعه ۲۹/۱۱/۸۹ ساعت ۸ صبح شاعران عزیز می توانند تازه ترینسروده های طنز خود را به دفتر انجمن شعرای دز فول ارسال دارند یا در وبلاگ انجمن به ثبت برسانند تا پس از بررسی جهت حضور و قرائت از آنها دعوت به عمل آیدمهلت ارسال آثار ۲۵/۱۱/۸۹ برای اطلاع بیشتر باتلفن ۰۶۴۱-۲۲۴۰۳۰۰ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دز فول -دفتر انجمن شعرای دزفول تماس برقرار فرمایید انجمن شعرای دزفول

نیازی

سلام رضا جان منتظر حضور گرمت و نقد و نظراتت هستم اللهم عجل لولیک الفرج یا حق

شاعر

سلام. افرین چقدر زیباست انتخابها

منصورمیرشکاک

بدون هیچ شک وتردیدی غزلهای شما جاودانه خواهد ماند چراکه سرشارند ازجدال عشق وعقل وازسردل آگاهی سروده شده اند یاعلی مدد استاد

منصورمیرشکاک

بدون هیچ شک وتردیدی غزلهای شما جاودانه خواهد ماند چراکه سرشارند ازجدال عشق وعقل وازسردل آگاهی سروده شده اند یاعلی مدد استاد

علی احمدی

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که تو میخواهی نقشه از قبل مشخص شده است تو در این بین فقط می بافی نقشه را خوب ببین ,خوب باف! نکند آخر کار,قالی بافته ات را نخرند! سلام دوست عزیز خوشحال میشم نظر قشنگتون رو تو وبلاگم بخونم و اگه مایل بودی میتونی منو با اسم همسان لینک کنی

محمدحسین انصاری نژاد

سلام شاعرتوانمندوزلال اندیش رضای عزیز بهاران خجسته بادوواقاتت سرشارازشوروشعروشهود... بادوغزل تورامن چشم درراهم. چشم به راه مجموعه شعرت هم هستم ها!

مهر

آتش نمی کارد کسی تا شعله بر دارد ... ............................................. حالا که نوشتن ِ این شعر را به پایان برده ام ( وَ صد افسوس ! آخر داشتم خیلی خیلی حال می کردم باهاش ! ) ، مانده ام که این متن ِ پُر سر وُ صدای چند دهانه را چه گونه می شود خواند ؟ این جا با متنی سر وُ کار داریم که به گونه ای همزمان ، جورواجور نویسی را ( بدون تقدم وُ تاخر ) در بافتی دیداری پیش می برد . شکی نیست که تجربه ی منحصر به فردی ست در قلمرو شعر ِ چند صدایی . به این دلیل که لحن ها و سامانه های زبانی و حتا نظرگاه های گوناگونی این متن را پدید آورده اند و چون فرم ِ شعر ( فرمی که در واقع از یک فرم ِ آموزشی رایج وام گرفته شده و نام ِ شعر نیز بر آن تاکید دارد ) ، پس زمینه ی مناسبی برای حضور و نقش آفرینی ِ این عناصر گوناگون فراهم کرده ... .. .. .. چهارجوابی ها ( با حاشیه ها و ضمیمه هایش ) !