مدتی این مثنوی تاخیر شد

سلام بر دوستان و یاران همیشگی ام....

مدتی این مثنوی تاخیر شد...... یک حال و هوای بسیار شاعرانه که مرا از بهمن ماه گذشته تا همین چند روز پیش گرفتار خود کرده بود امانم نمی داد که یک روند منظم را برای عرضه اشعارم  دنبال کنم و از همه دردناک تر اینکه در این مدت نتوانستم آنچنان که باید پاسخگوی مهر دوستان باشم  امیدوارم دوستان پوزش من را از این بابت پذیرا باشند.القصه... این دوری  حاصلش حدود ۴٠ غزل با حال و هوایی تازه است که مجموعه ی جدید من با عنوان(( تو را می نویسم....)) را شامل خواهد شد

برای این پست ٣ غزل از همین دوره را انتخاب کرده ام که با افتخار تقدیم می کنم.

 چشمه......

ماهیان ماه مرا با خود  از اینجا می برند
چشمه ای هستم که روحم را به یغما می برند


کوزه ها آبی تر از هر روز ....من بی تاب تر
دختران داغ مرا با خود به صحرا می برند


سالها با  این  خیال  خام  خوابم  کرده اند
رودها درد تو را با خود به دریا می برند


چشمه ای مجنونم و یک عمر با این دلخوشم:
مشک ها  اشک  مرا  تا  کوی  لیلا  می برند


عشق !ای رود خروشان باز هم دیر آمدی....
جوی ها دارند نعشم را از اینجا می برند


خواب دیدم دختر باران قبولم کرده است
ابرها آغوش بازم را به بالا می برند

 

دردسر........

زلف رها در باد با خود درد سر دارد
از حال من ، هم باد ، هم باران خبر دارد


دستی تکان دادی و قلبی جا به جا کردی
آتش نمی کارد کسی تا شعله بر دارد


همسایه، سر بر دامن دیوار من مگذار
 هر خشت صد سیلاب ازمن زیر سر دارد


دلشوره ی این کشتیِ در سینه ، طوفان نیست
نوحی که در من هست، بیرون صد پسر دارد


این شاخه هم مثل تمام شاخه های باغ
در برگ برگِ خاطراتش صد تبر دارد


یک عمر را با این امید ای عشق می گریم
در سنگ خارا نم نم باران اثر دارد

 عقل و عشق......

عقل این طرف عشق آنطرفتر می خرامد
هرکس به زعم خویش بهتر می خرامد


این عقل از احوال عشقم بی خبر نیست
عمریست این دیوار با در می خرامد


دست از سر من بر نخواهد داشت این داغ
بازی که عمری با کبوتر می خرامد


موسی !!شبان را با خداوندش رها کن
دیوانه با دیوانه بهتر می خرامد


یعقوب!! تعبیر تو را  از ماه  دزدید
گرگی که در خواب برادر می خرامد


ای باد دریا را بگو یک رود اینجا
چون طفل در رویای  مادر می خرامد

 

رضا کرمی -خرداد ٩٠

/ 49 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان

سلام.خیلی زیبا نوشته اید.موفق باشید.سیوکردم که با حوصله بخونمش.

پرنیان

سلام.خیلی زیبا نوشته اید.موفق باشید.سیوکردم که با حوصله بخونمش.

بابک

به ما هم سر بزنید همشهری

بابک

به ما هم سر بزنید همشهری

آهویی

سلام نتظر فریاد سکوت تو در وبلاگم هستم. اگه سکوت تو نجوا گر فریادهای کر کننده بی صدایی است به پیش من بیا - ودر وسط وبلاگ قسمت فریاد سکوت منتظر نظراتت هستم. در ضمن نرم افزار اشعار خودم در وبلاگ قرار داده شده دانلودش کن و نظرتو برام بفرست.

ریــــــــــــــرا

سلام دوست من.... ریــــــــــرا به روزه.... با پرنیان کوچولوی 14ماهه با احترام دعوتی به این جشن.... [بدرود]

میلاد

سلام جناب کرمی با اینترنت اکسپلورر نمی تونستم وبلاگتون رو باز کنم تاخیرم رو ببخشید خوندم و استفاده کردم از خوانش غزل ها و نگاهتون به حضرت بیدل ممنونم [گل]

میلاد

سلام وبلاگم با یک شعر به صورت بدترین شکل ممکن برگشت به روزم و منتظر [گل]

میلاد

"من با خودم درگیرم و همسایه ها با من" به روزم و چشم به راه نظر ارزشمند شما [گل] ممنونم