درخت خاطر...

سلام بردوستان و شاعران فرهیخته ...سال نو -هرچند با تاخیر- بر همه ی شما مبارک باد...حرف خاصی برای گفتن ندارم جز:

یک غزل :

راست یا کج  ، برجی  از  آوار بالا می  رود
پله  دارد ازخودش این بار بالا  می رود

جرات از خود گذشتن را ندارد پای لنگ!
من تبی دارم که از دیوار بالا می رود

شوکت ملک سلیمان را ندارد ،دل ، ولی
قالی ای دارد که از هر دار بالا می رود

من درخت خاطری دارم که   با دلدادگی
شاخه اش از پله های خار بالا می رود

خواب دیدم کودکی هستم  که در آغوش ماه
پای من ازبرکه ی دیدار بالا می رود

سربه زیری رود را مقهور دریا کرده است
چشمه بر می خیزد و اینبار بالا می رود

رضا کرمی

و رهیافتی دیگر بر یکی از ابیات حضرت بیدل:

فـلـک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت

بــه پــای ریـشـه دوانـیـد تـخـم خـرمـن مـا را

قبل از اینکه به کشف زیبایی که در این بیت است بپردازم به چند اشاره حضرت بیدل در ارتباط با سبحه و دویدن دانه های آن اشاره می کنم .

حضرت بیدل حرکت مداوم دانه ها ی تسیبح را به دویدنهای آنها برای رسیدن به مقصود تشبیه می کند به این بیت در این رابطه توجه کنید:

چـون سـبـحـه ایـنقدر به چه امید می‌دود

 دل در رکــاب اشــک چــکــیــدن خـرام مـا

و در بیتی دیگرعلاوه بر اینکه اشاره به دویدن دا نه های تسبیح دارند  با قرین کردن دانه و ریشه پرده از راز نهفته در بیت مورد نظرما بر می دارند

 بر دوش آه محمل دل بسته است شوق

 چون  سبحه می‌دود به سر ریشه دانه‌ام

حضرت بیدل دربیت مورد نظر ما  می فرمایند:

فـلـک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت 

بــه پــای ریـشـه دوانـیـد تـخـم خـرمـن مـا را

همانطور که می دانیم اولین عضوی که از دانه  پس از رویش  بیرون می آید ریشه است  حضرت بیدل ریشه های بیرون آمده از دانه را  تشبیه به پاهای  دانه می کند .......

به این عکس توجه کنید که چقدر ریشه های برون آمده از بذر شبیه پا می باشند:



ریشه دواندن  بذر اصطلاحی است که حتی  امروزه در علم کشاورزی  به حرکت ریشه و نفوذ آن در خاک برای جذب  آب و مواد غذایی اطلاق می شود

حضرت بیدل می فرمایند  در خشکسالی ای که وجود دارد  دانه های(تخم های) خرمن ما در پی آب با پای ریشه و به امید رسیدن به مقصود  در حال دویدن  و تکاپو می باشند همچون دانه های تسبیح که دائم در حاال حرکتند
ذکر این نکته ضروریست که نخی که ار بین دانه های تسبیح رد می شود معمولا  به صورت ریشه ریشه است از این نظر شباهتی ست بین دا نه ی گیاه که با پای ریشه گام به سوی  مقصود بر می دارد و دانه ی تسبیح که بر محمل نخی (ریشه ریشه) مدام در حال حرکت است.

معنی روان بیت:

روزگار در این خشکسالیی که وجود دارد  تخم و دانه ی خرمن ما را با پاهای ریشه وادار به دویدن( به دنبال  آب )کرد همچون دانه های تسبیح که مدام در حال دوبدن می باشند

رضا کرمی فروردین 1390

 

/ 24 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كريما

درود برشما جناب كرمي صاحب دل ازاشعارودل نوشته هاي شما لذت ميبرم خوشحال ميشوم تبادل لينك داشته باشيم

مرغ ماهیخوار

*ته سیگار* شعری برای خودم . . . مرغ ماهیخوار kingfisher.persianblog.ir

مرغ ماهیخوار

*ته سیگار* شعری برای خودم . . . مرغ ماهیخوار kingfisher.persianblog.ir

علی سلیمانی

سلام به تاکسی چه بگویم ، کجا پیاده شوم ؟ چرا سوار بمانم ، چرا پیاده شوم ؟ کدام کافه ی این شهر جای خالی توست ؟ کدام منظره تصویر احتمالی توست ؟ بزمی ست برای وبلاگی تازه – برای کنار دوستان بودن . دوستان گرامی لطف کنند در وبلاگ هاشان لینک جدید را جایگزین کنند - با سپاس . آدرس جدید : Manzomeh.Blogfa.com با نام " امیر علی سلیمانی " منتظر دوستانم / با احترام – امیر علی سلیمانی

مجتبی اصغری فرزقی

سلام جناب کرمی عزیز غزل زیبای شما را خواندم شما هم مهمان ما هستید در وبلاگم منتظرتان هستم در ضمن شما را لینک کرده ام شماهم....؟ یاعلی اصغری فرزقی - مشهد

صبح

چون آپ ميكنيد و خبر نميكنيد؛ با اجازه لينكتان كردم و اجازه مي خواهيم تا بي خبر بياييم و برويم. در پناه خدا باشيد

رضا

سلام آقای کرمی... همیشه خوب عالی... در پناه حق سربلند باشید..

علی میرزایی

سلام جناب کرمی بزرگوار غزل بسیار دل نشینی خواندم وتفسیر دقیقی از بیت حضرت بیدل دست مریزاد. با اجازه یا بی اجازه شمارا در وبلاگم پیوند زدم از آن پیوند هایی که زیست شناسان می زنند. درود بر شما[گل]

هم خون با شما....

سلام گرامی غزل بسیار زیباییست وهر مصراع سر جای خود معنی ومفهوم دارد به جز 1- پای لنگ با تب بالا هیچ رابطه علمی ندارد 2- هر بیت به تنهایی زیباست اما ارتباط معنا داری بین بیتها مشاهده نمی شود شاید اگر یک نام معنادار برای این غزل انتخاب کنید بهتر باشد... مثل همیشه سربلند باشید...

هم خون با شما....

البته...تا حدودی حق با شماست عذر این حقیر را بپذیرید قصد جسارت نداشتم... سالهاست افتخار شاگردیتان را در واژه واژه شعرم لمس میکنم... ..... چشمهاشم را به خشکسالیها می سپارم و تو معنای دریا را خواهی فهمید...