روزنامه جام جم - شماره 2924 28/5/89 - صفحه 8 (شعر جوان)

رضا کرمی، شاعر جوان خوزستانی این روزها دومین مجموعه شعرش را با نام «ذهنی پر از سوار» در دست انتشار دارد که 48 غزل را دربرمی گیرد. مهم ترین دغدغه کرمی در غزل هایش مضمون پردازی و نگاه خردورزانه به جهان پیرامون است که به کشف و شهودهای معنایی در شعر می انجامد.
زبان ساده و صمیمی و پرهیز از اطناب و زیاده گویی یکی دیگر از ویژگی های شعر کرمی است که باعث می شود نگاه مضمون محور او با آمیخته شدنش به عنصر عاطفه ارتباط صمیمانه ای با مخاطب برقرار کند.
اگر شعرهایی را که شاعر در آن در نقش راوی ظاهر می شود کنار بگذاریم اکثر شعرهای کرمی چندان از نظر طولی و ساختار عمودی شعر منسجم نیستند و بیشتر نگاه نئوکلاسیک و تغزلی او به غزل هایی بیت محور منجر می شود.
این هفته در ستون آینه های روبه رو مهمان 4 غزل تازه رضا کرمی هستیم که تا حدودی می توانند مصداقی باشند برای آنچه که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت و بیانگر نگاه تغزلی این شاعر خونگرم خوزستانی است.
    
    ماهی سرخ
    تُنگم و در ذهن من دریا کشیدن مشکل است
    
    این همه آغوش را تنها کشیدن مشکل است
    
    راهی از این موج تا آن موج ای تقدیر نیست
    
    پای دل را تا لب دریا کشیدن مشکل است
    
    ناخدایی خسته در تسخیر بادم نازنین
    
    کشتی آغوش را اینجا کشیدن مشکل است
    
    صخره ای هستم که سیلی می خورم از دست موج
    
    راست گفتی: دست دریا را کشیدن مشکل است
    
    کاش عمری دل نمی بستم به دخترهای آب
    
    طعمه را از کام ماهی ها کشیدن مشکل است
    
    ماهی سرخ مرا در خواب یک ماهی ربود
    
    گفت ماهی: رنج ماهی را کشیدن مشکل است
    
    غریبی
    ماه، ماهی، برکه.... در دامان شک ها زندگی کردم
    
    سال ها در آرزوی شاپرک ها زندگی کردم
    
    چشم تا وا کردم از قله به قعر دره افتادم
    
    کودکی بودم که با کوه مَحَک ها زندگی کردم
    
    نازنینا زخم چیزی جز غریبی نیست در دنیا
    
    سال ها دور از تو با حجم نمک ها زندگی کردم
    
    داغ لب را بر لبان تشنه ام مگذار و باور کن
    
    کوزه ای هستم که با خیل تَرَک ها زندگی کردم
    
    خواب دیدم خنجرم را گیسوانت تاب می دادند
    
    آه... عمری در غلاف آدمک ها زندگی کردم
    
    سر به روی شانه های خسته ام بگذار و پیدا کن
    
    من چرا یک عمر را با نی لبک ها زندگی کردم
    
    جاده
    دل بسته ام به جاده دوری که داشتم
    
    از من گریخته است عبوری که داشتم
    
    ای کوچه های هرزه کجا ختم می شوید؟
    
    پیدا نمی کنید حضوری که داشتم
    
    تنهـاتر از همیـشه در آغـوش بادها
    
    خاموش گشت آتش طوری که داشتم
    
    از تـرس چـاه های بلاخـیز شسته ام
    
    دسـت از بـرادران غـیوری که داشتم
    
    داودهـای شعـر مـن از داغ پُـر شوید
    
    اینهـا نمی شـوند زبــوری که داشتم
    
    بـر برگ های زرد تغـزّل نـوشته ام
    
    با من چه کرد سنگ صبوری که داشتم
    
    نقشه
    معمار بهتر نیست این نقشه رها باشد
    
    جای تنفّس روی این دیوارها باشد
    
    از خشکی این حدّ فاصل ها کمی کم کن
    
    می خواهم اینجا یک کمی هم انحنا باشد
    
    یک پنجره اینجا و یک گلخانه هم آنجا
    
    اینها که گفتم می تواند جابه جا باشد
    
    سعی تو این باشد که دیوار حیاط ما
    
    پایین تر از آیینه خورشیدها باشد
    
    عیبی ندارد، آن ستون را از وسط بردار
    
    تا دست ما در موقع تغییر، وا باشد
    
    اصلاتمام تیغه ها را از میان بردار
    
    یعنی نمی خواهم کسی از ما جدا باشد
    
    سقف اتاق بچه را با ماه آذین کن
    
    می خواهم آنجا نردبان خواب ها باشد
    
    رنگی که می سازی ، خمیرش را بده دریا
    
    تا روح اهل خانه در موجش رها باشد
    
    گل های لادن را ببر بالاترین جاها
    
    صد بار گفتم جای گلدان ها کجا باشد

/ 17 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابراهيم مالكي

سلام ودرود فراوان برشما شاعر اهل ذوق ديار خوزستان من از طريق روزنامه جام جم با شما وآثارتون آشنا شدم و خواستم انتشار مجموعه شعر جديدتون رو بهتون تبريك بگم. من هم اهل شعر وادب هستم اما آغاز راه شاعري و بايد از شعرهاي شاعراني چون شما درس بگيرم. موفق ومؤيد باشيد

ابراهيم مالكي

سلام ودرود فراوان برشما شاعر اهل ذوق ديار خوزستان من از طريق روزنامه جام جم با شما وآثارتون آشنا شدم و خواستم انتشار مجموعه شعر جديدتون رو بهتون تبريك بگم. من هم اهل شعر وادب هستم اما آغاز راه شاعري و بايد از شعرهاي شاعراني چون شما درس بگيرم. موفق ومؤيد باشيد

مظاهر زاهدی

سلام شعر هاتون بسیار دلنشین بودند ، خوشحالم که به این وبلاگ اومدم. مخصوصا شعر هوای تر....... بسیار برایم دلچسب بود.

مظاهر زاهدی

شما رو لینک کردم.. امیدوارم طهورا کام رو قابل بدونید و لینکی بدین. با تشکر

دانشجويان دانشگاه هاي ايران

جناب آقای کرمی ممنون از حضور گرمت مشرف فرمودید از مطالب و شعر قشنگتان استفاده کردم منبعد حتما در خدمت شما خواهم بود و از تجاربتان استفاده می کنم [گل]

میترا واحدی

درود دوست گرامی , از توجه شما سپاسگزارم . غزیلیات زیبایتان را خواندم ,بجا و پخته بود . به تنوع دیدگاهتان تبریک می گویم و موفقیت بیشتر برایتان آرزو دارم .

پیمان آل ابراهیم

سلام عجب نقشه خیال انگیزی بود شاعر نقشه ات را چند باره خواندم و لذت بردم کاش خانه ام را اینگونه بسازم فقط جسارتاً برای مصراع "رنگی که می سازی ، خمیرش را بده دریا" فکر بهتری کن

ویرجینیای پسر

سلام آقای کرمی غزل شما واقعن در سطح بالایی سروده شده و با برخورداری از المانهای مدرن بصورت جالبی در یک قالب کلاسیک جای گرفته است من فکر میکنم در بیت چهارم،مصرع اول اگر بجای رسوایی ست /رسوایی است قرار بگیرد ،دیگر شعر از لحاظ وزنی نمی لنگد ممنونم جناب کرمی از دعوتتون در ضمن می خواستم نظر شما را در مورد تبادل لینک بدانم

ویرجینیای پسر

سلام بر شما استاد ارجمند شما را لینک کردم اگر قابل دانستید من را با اسم ویرجینیای پسر لینک کنید ممنونم پایدار باشید استاد [چشمک]

بهنام خسروانی

سلام جناب کرمی غزل های زیبای شما رو خوندم.یک از یک زیباتر درود برشما[گل] ممنون از لینکتون