من ضربدر آینه

 اینروزهــادر حال تدارک چا پ کتاب دومــم با عنوانمنِ ضربدر آینه هستم این کتاب قرارست توسط انتشارات شانی و در تیراژ ٢٠٠٠نسخه به چاپ برسد و حاوی ۵٠ غـزل از بنده می باشد که اغلب همین امسال سروده شده اند و فرصت ارائــه آنها را حتی در ایــن وبلاگ نداشته ام  ...با تشکر از همه شما سه غزل از این مجموعه پیشاپیش تقدیم میشود...

 

کوچه های رابطه.......

 

وقـتش رسیـده سقف دلم را عوض  کنم

باران چکیده ، کاه  گلم   را  عوض  کنم

تـا  فصـل های  سـرد  صلیبم  نکرده اند

آب و هــوای معتـــدلم را عـوض کنم

روزی   هزار  بار  در   آغـوش   شعرها

ایـن وزن های  منفعـلم  را  عوض  کنم

ای کوچه های رابطه وقتش رسیده است

دیـوارهای   متصـلم   را    عوض  کنم

وقتی که پـای من به خـیابان کشیده شد

همسـایه های  سنگـدلم  را  عوض کنم

حالا که بحث عشق به قالب رسیده است

مـن بهترست  آب و گـلم را عوض کنم

 

پنجره رو به رو ........

 

 

وقتــش رسـیده بود خـودم را رفو کنم

فکـری  بـرای  پنجـره  رو  به  رو  کنم

دسـت خودم نبود،مـرا هـیچ کـس ندید

میخواسـتم که مــیخ خودم را فـرو کنم

میخـواستم کتـاب اصـــول حمــاسه را

در جستـجوی گمشده ام زیر و رو کنم

ای حـس شاعرانه زمانـش رسیـده بود

در بـرکـة خیال تو من هـم  وضــو  کنم

نیلـوفـرانه  رو  بـه  بلنـدای  آســـمان

شـاید گـذاشتند  کــمی  گفــتگو  کنم

حالا  که سرنوشت به اینجا رسیده بود

چیـزی  بـه غـیر مرگ  خـودم  آرزو  کنم

مـن هم شبیه شیخ که میگشت گردشهر

((چیزی که یافت می نشود)) جستجو کنم

ای خـاطر غــبار گـرفته اجـازه هـست؟

میخـواستم حـیاط تـو را رفت و رو کنم

 

ای حادثه ها.....

 

 

ای حادثه ها به  خوابها   سر   بزنید

هر  جا  که    موافقید   لنگر   بزنید

ده ریشتر و دویست  پس زلزله  آه

یک  بار  نشد  به  سیم  آخر  بزنید

فکری ابـدی بـرای ایمــان بکنید

یک سیـلی تر به گوش باور بزنید

سرتا سر این مسیر   برفک  زده  را

با    بلدوزر     بهار    معبر     بزنید

با شاخة  ترد  این   غزلهای   غریب

یک فال    به  نیّت     کبوتر   بزنید

ایــن شـاخة دلشکستة باغــچه را

پیـوند به شـاخه های دیـگر بـزنید

ای  حادثه ها  به  هم   تعارف   نکنید

من منتظرم    یکی   یکی     در  بزنید

 

ارادتمند رضا کرمی

١١/١٢/١٣٨٧ 

 

 

 
/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید نقوی

عالی بود عزیز دل. لذت بردم... زیاد... لینکت کردم. موفق باشی...

مرادیان

سلام ممنون که سر زدید و نظر دادید .... نشر کتابتان هم مبارک.... از این به بعد اینجا هم خواهم آمد و خوشحال می شوم از نقد شما هم استفاده کنم

علی

خوب بود

داود بیات

با سلام و عرض ارادت پیشا پیش سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم در کنار خونواده محترمتون سالی پر از خیر و رحمت و شادی داشته باشین ضمنا از شعر زیباتون هم لذت بردم به روز شدین مطلع بفرمایین

مینا

سلام. خوب باشید .نوبهار مبارکتان.

هستی

سلام جناب کرمی احوال شما اشعار بسیار زیبایی دارید .کار چاپ کتابتان تمام شد؟؟ به وبلاگ من دعوتید . منتظر نظرات شما هستم

محمد زارعی

سلام آقای کرمی بزرگوار . . . . اشعار شما را در این وبلاگ خواند و امیدوارم به زودی کتابی هم از شما بیابم و به دقت بیشتری بخوانمتان . من از شهرستان دلیجان هستم . اینجا چند شاعر قدرتمند دارد ( که حتما می شناسیدشان ) و به من هم لطف دارند ( یعنی مثل شما به همه لطف دارند ) و در سایه سار نورشان کمی آموخته ام و دوست دارم زیر نور شما هم قدم بزنم . . . . پس مرا از لطف و رهنمود خویش بی نصیب نگذارید . می دانم که می توانم . اگر کمکم کنید . . . . دوستدار شما .......... برادر کوچکتان ........ محمد زارعی

بندری

سلام بر دوست سالهای خفته در غم باد آشوبهای بی بدیل . یا همان دوران که افتان خیزان سر براورده بوده ز اقمار سوزان سواران پر نهیب . شعرهای ناب این روزگارانت را مرور کردم آنچنانکه خوب می دانم موج لبریز احساست از درون تاریخ سر براوده به این دوران می خرامد . شیرینی و حلوات وصف ناپذیر اشعارت یادگار قدمهای پر معنی حضورت در بیابانهای تنهایست .اگر باز مارا به خاطر داری شماره تماست را ارسال کن چند بار تماس گرفتم اما ظاهرا ایرانسل را خاموش کردید با درود بندری

امیر نقی لو

سلام دوست عزیز. شعراتون خیلی لذت بخش بود. من یه همکار جدید هستم امید وارم از نظراتتون نهایت استفاده رو ببرم.[گل]

اکبر غفاری

سلام استاد گلم پیدات کردم کلی شعر خوندم کلی حال کردم ولی اینقدر تشنه غزلم که هرچی میخونم سیر نمیشم ... نمیدونم آخر این علاقه چی میشه ولی خوشحالم که میشناسمتون